به وقت پاییز سال ۱۳۹۹ - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 21:26
من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشتدر تهاجم با زمانآتش زدم کشتممن بهار عشق را دیدم ولی باور نکردمیک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتممن ز مقصدها پی مقصودهای پوچ افتادمتا تمام خوب ها رفتن و خوبی ماند در یادممن به عشق منتظر ماندن همه صبر و قرارم رفتبهارم رفتعشقم مردیارم رفت...
دلتنگ روزای خوب - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 21:26
رو در و دیوار این شهر همش از تو یادگاره.... توی این کوچه ی تاریک منو تنها نمیزاره.... یاد حرفای قشنگت که تو قلبم لونه میکرد... یاد دلتنگیه چشمات ک منو بهونه میکرد... ❤وجان❤
1 اسفند - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 19:48
۱اسفند برام شد یه خاطره ی عمیق گوشه ی قلبم مگه میشه از یادم بره؟ خاطراتت بی هوا می آیندگاهی وسط یک فکر...گاهی وسط خیابان!!!سردم میکنند ، داغم می کنند، خاطراتت تمام نمی شوند...تمامم میکنن...
عصر پاییز ب تاریخ ۹۸/۸/۹ - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:29
من دلم روشن است ...روزی تو از راه میرسی ،و کوچه بوی عطر تو را میگیرد ...دیوارها گل میدهند ،پنجرهها عاشق میشوند ...و خانهام خوشبخت !آن روزبرای تمام خستگیهایم ،یک صندلی روبهروی تو کافیست !
فلان... - تاریخ: 1397/10/28 ساعت: 2:22
نگاهتو ازم نگیر صدام بزن پیش همه... پیش همه...کیه ندونه ما دوتا حواسمون پیش همه... پیش همه...
بهار - تاریخ: 1397/10/28 ساعت: 2:22
میچسبد در این بهارکنارِ این شکوفه هاکنارِ باران های بی قرار و ناگهانی اشیک فنجان چای "بهار نارنج"که کنارش آدمی از جنس عطرِ 'تیر' نشسته باشد...
غزلانه - تاریخ: 1397/10/28 ساعت: 2:22
صدای بارش باران شب ترانه ی توستغزل میانه ی شب گفتنم بهانه ی توست اگر که مانده ام امروز در میانه ی راهنتیجه ی غم سرشار و جاودانه ی توست زبان گشودم و گفتی سکوت کن که سکوتلبالب از سخن و بغض محرمانه ی ت
جانان... - تاریخ: 1397/10/28 ساعت: 2:22
تو بارون که رفتی،شبم زیر و رو شدیه بغض شکسته،رفیق گلوم شدتو بارون که رفتی،دل باغچه پژمردتمام وجودم،توی آینه خط خوردهنوز وقتی بارون تو کوچه میبارهدلم غصه دارهدلم بی قرارهنه شب عاشقانه است،نه رویا قشنگه
دلتنگی - تاریخ: 1397/10/28 ساعت: 2:22
یک نفر روزی آمد و تو را از تو گرفت،روز ها گذشت و خودت را بیشتر از یاد بردی و دیگر حواست به هیچ کجای عالم نبود... اما ناگهان میان آن خنده ها ،میان همان دوستت دارم هادست های او را گُم کردی،او مسافر بود
حال خوش - تاریخ: 1397/10/28 ساعت: 2:22
ز تمام بودنیهاتو همین از آن من باش که به غیر با تو بودندلم آرزو ندارد
دلخوشم - تاریخ: 1397/10/28 ساعت: 2:22
نکند پاییز تویی؟!که درچهار فصل دلمپادشاهی میکنی...
دست خط_یادگاری_آذر - تاریخ: 1396/11/29 ساعت: 16:07
زندگی قصه ی تلخی استـــــــــــــــــکه از آغازش بسکه آزرده شدمـــــچشم یه پــــــــایان دارمــــــــــمن فریبا متولد 30 آبانعاشق بارونم
تکرار شد - تاریخ: 1396/11/29 ساعت: 16:07
واسـه چشمات پره شعـرم تـو دلیـل قصه هامی هـر نفس هم نـفسه تو مثـل غم تـوی صدامی نازکـم از تـو نوشتم گـل من تـرانه ای تو مـثل تنهایی عاشـق پر عاشقانه ای تو....+ نوشته شده در  هجدهم بهمن ۱۳۹۶ساعت 1:0  توسط فریبـا  |  Let's block ads! (Why?)
گر صبر کنی... - تاریخ: 1396/11/29 ساعت: 16:07
آرام باش...حوصله کن...آب های زودگذر،هیچ فصلی را نخواهند دیداز ریگ های ته جویبار شنیده اممهم نیست که مارااز ملاقات ماه و گفت و گوی بارانبازداشته اند .م