از پسِ طوفان - تاریخ: 1405/5/27 ساعت: 12:48
آرام باش! درست می شود...نه هیچ شبی و نه هیچ زمستانی دائمی نیست! آفتاب می تابد،شاخه ها جوانه می زنند و تمامِ شکوفه های در انتظار متولد خواهند شد...هیچ ابری تا همیشه در مقابلِ مهتاب نمی ایستد و هیچ ماهی تا همیشه در حصار نمی‌مانَد..نور، سپاه سیاهی را میدرد حتی اگر به قدرِ روزنه ای باشدو بهار؛ هزار هزار...
پاییز اومده - تاریخ: 1405/5/27 ساعت: 12:48
پاییز اومده... پاییز آشناست...مثل عزیزی که از سفر بازگشته، مثلرفیقی که بعد مدت‌ها به دیدنت آمده،مثل بخار برخاسته ازچای داغی که با لذت و اشتیاق می‌نوشی‌،مثل عطر خاک باران خورده،مثل طعم گس خرمالو در هوایی ابری،مثل بوی تند و گیرای نارنگی،مثل صدای باران در شبی سرد،مثل هیجان نخستین نگاه،نخستین لبخند، نخس...
- تاریخ: 1405/5/27 ساعت: 12:48
... زدم زیر گریه…مثل آدمی که بلندترین کوه و شیب‌دارترین صخره‌ها را پشت سر گذاشته و انگشت‌ها و زانو‌ها و پاهاش زخمی شده و همچنان قوی مانده و به قله رسیده و حالا پایش به سنگ کوچکی گرفته و اشکش درآمده و فریاد می‌زند…عجیب بود اینهمه در سخت‌ترین شرایط دوام آوردن و به ضربه‌ی کوچکی جا زدن و کم آوردن!من خست...
ب یاد خیلی قدیم - تاریخ: 1405/5/27 ساعت: 12:48
ب یاد خیلی قدیم اگر همراهِ من باشی ؛خزان زیباترین فصل است ، می دانم ...کنارت ، چای می چسبد ؛به وقتِ شامگاهان ، در هوای سرد و بارانی ...کنارت کوچه ها زیبا ،درختان ، آسمان ، گنجشک ها زیبا ،کنارت بازهم دیوانه ی باران و پاییزم ...کنارم باش ماهِ من ،که با تو چای می چسبد ،که با تو عاشقی کردن ، دویدن ، شهر...
پاییز اومده... - تاریخ: 1402/7/10 ساعت: 18:07
پاییز آشناست...مثل عزیزی که از سفر بازگشته، مثلرفیقی که بعد مدتها به دیدنت آمده،مثل بخار برخاسته ازچای داغی که با لذت و اشتیاق مینوشی،مثل عطر خاک باران خورده،مثل طعم گس خرمالو در هوایی ابری،مثل بوی تند و گیرای نارنگی،مثل صدای باران در شبی سرد،مثل هیجان نخستین نگاه،نخستین لبخند، نخستین آغوش...پائیز ر...
ماه گرفتگی - تاریخ: 1402/6/30 ساعت: 15:31
سلامامشب ماه گرفتگی بوددلم منم مثه ماه خیلی گرفته نمیدونم تاثیر عقرب بود روی تارس یا چی...از تبعاتش هم بغضی ک افتاده تو وجودم...امشبم یه جوری صب میشه ...فقط خواستم یه گوشه ی وبلاگ ثبت بشه ک یادم بمونه بی مهری اون آدم بده یادم نره... هیچ وقت Adblock test (Why?)
ماه گرفتگی - تاریخ: 1402/6/16 ساعت: 18:17
سلامامشب ماه گرفتگی بوددلم منم مثه ماه خیلی گرفته نمیدونم تاثیر عقرب بود روی تارس یا چی...از تبعاتش هم بغضی ک افتاده تو وجودم...امشبم یه جوری صب میشه ...فقط خواستم یه گوشه ی وبلاگ ثبت بشه ک یادم بمونه بی مهری اون آدم بده یادم نره... هیچ وقت Adblock test (Why?)
ماه گرفتگی - تاریخ: 1402/6/6 ساعت: 16:56
سلامامشب ماه گرفتگی بوددلم منم مثه ماه خیلی گرفته نمیدونم تاثیر عقرب بود روی تارس یا چی...از تبعاتش هم بغضی ک افتاده تو وجودم...امشبم یه جوری صب میشه ...فقط خواستم یه گوشه ی وبلاگ ثبت بشه ک یادم بمونه بی مهری اون آدم بده یادم نره... هیچ وقت Adblock test (Why?)
ماه گرفتگی - تاریخ: 1402/5/26 ساعت: 16:39
سلامامشب ماه گرفتگی بوددلم منم مثه ماه خیلی گرفته نمیدونم تاثیر عقرب بود روی تارس یا چی...از تبعاتش هم بغضی ک افتاده تو وجودم...امشبم یه جوری صب میشه ...فقط خواستم یه گوشه ی وبلاگ ثبت بشه ک یادم بمونه بی مهری اون آدم بده یادم نره... هیچ وقت Adblock test (Why?)
ماه گرفتگی - تاریخ: 1402/5/21 ساعت: 12:13
سلامامشب ماه گرفتگی بوددلم منم مثه ماه خیلی گرفته نمیدونم تاثیر عقرب بود روی تارس یا چی...از تبعاتش هم بغضی ک افتاده تو وجودم...امشبم یه جوری صب میشه ...فقط خواستم یه گوشه ی وبلاگ ثبت بشه ک یادم بمونه بی مهری اون آدم بده یادم نره... هیچ وقت Adblock test (Why?)
ماه گرفتگی - تاریخ: 1402/5/15 ساعت: 23:26
سلامامشب ماه گرفتگی بوددلم منم مثه ماه خیلی گرفته نمیدونم تاثیر عقرب بود روی تارس یا چی...از تبعاتش هم بغضی ک افتاده تو وجودم...امشبم یه جوری صب میشه ...فقط خواستم یه گوشه ی وبلاگ ثبت بشه ک یادم بمونه بی مهری اون آدم بده یادم نره... هیچ وقت Adblock test (Why?)
از پسِ طوفان... - تاریخ: 1402/5/15 ساعت: 23:26
آرام باش! درست می شود...نه هیچ شبی و نه هیچ زمستانی دائمی نیست!آفتاب می تابد،شاخه ها جوانه می زنند و تمامِ شکوفه های در انتظار متولد خواهند شد...هیچ ابری تا همیشه در مقابلِ مهتاب نمی ایستد و هیچ ماهی تا همیشه در حصار نمیمانَد..نور، سپاه سیاهی را میدرد حتی اگر به قدرِ روزنه ای باشدو بهار؛ هزار هزار ز...
پرتو درمانی تموووم پرتوی زندگی دوباره شروع شد... - تاریخ: 1402/5/15 ساعت: 23:26
من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشتدر تهاجم با زمان آتش زدم کشتممن بهار عشق را دیدم ولی باور نکردمیک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتممن ز مقصدها پی مقصودهای پوچ افتادمتا تمام خوب ها رفتن و خوبی ماند در یادممن به عشق منتظر ماندن همه صبر و قرارم رفتبهارم رفتعشقم مرد یارم رفت...Adblock test (Why?)
خسته ... خیلی زیاد - تاریخ: 1402/1/7 ساعت: 17:03
عمل شدم قبل و بعدش پر از استرس... استرس عمل نه...یه آدمی سمی ک تو زندگیت باشه سرطان و عمل هم نمیتونه تو رو اندازه ی اون بلرزونه...یه حس مبهم دارم مثلا جمع کنم برم یه جایی ن گوشی داشته باشم ن خبری بدم ب کسی...خودم باشم بی دغدغه .... یه شهر دور یه مدت تنهایی سر کنم با خودماصن هیچ فکری نباشه ب قبل فک ک...
یکم درد و دل - تاریخ: 1401/12/10 ساعت: 14:25
فردا جلسه ی ۱۷ شیمی درمانی هست.داروهام سبک تر شدن و موهام داره درمیاد.امشب دکترم گفت قبل عید باید عمل کنی خداروشکر اون غده ی ۷ سانتی کوچیک شده و بقیه ی قسمتای بدن رو درگیر نکرده.همه چی داره خوب پیش میره.ولی یکم ته دلم غصه دارم نمیدونم چرا!!!!زودتر بگذره فقط... Adblock test (Why?)
سرطان... - تاریخ: 1401/11/24 ساعت: 16:29
هیچ از اسمش و مراحل درمانش خوشم نمیادحتی اصلا اسم داروها نگاه نمی کنم اولین جلسه ی درمان گذشت و ۷ تای دیگه دارمب امید خدا میرم جلو سعی میکنم بهش فک نکنمتقدیر این بود و نمیخوام ساز مخالف بزنم چون ب جز حال بدچیزی برام نداره.نمیخواستم بارون و پاییز رو قاطی این چیزا کنم ولی دلنوشتهست چون ناشناسم اینجا.....
درد و دل - تاریخ: 1401/11/24 ساعت: 16:29
سلام رسیدم ب جلسه ی ۸ ...هر چیزی اولش سخته... خیلی سعی میکنم راحت باهاش زندگی کنم یه تغییر ۱۸۰ درجه توی زندگی ب من یاد داد هیچ چیزی موندنی نیست ولی هر چیزی هم پیش بیاد باید کوتاه بیای و ادامه بدی.شعار نیست وقتی تو همچین موقعیتی هستی با همه ی این حرفا زندگی میکنی...دیگه از هیچکس توقعی نداری حرفای بقی...
بازم درد و دل - تاریخ: 1401/11/24 ساعت: 16:29
از اول پاییز ک همه چی شروع شد تا ب اینجای کار خیلیا رو شناختم. کسایی ک فکر میکردم تو بدترین روزا هستن ولی نبودن و جا زدن و کسایی ک فک نمیکردم اینقدر براشون مهم باشم و خودشون رو به یه طریقی ثابت کردن.حرف من با اونایی هست ک کوچکترین چیزا رو ازم دریغ کردن هر چقدرم قوی باشم بازم یه جاهایی نیاز ب محبت یک...
دل نوشته... - تاریخ: 1401/4/20 ساعت: 20:59
 باران یعنی برگشتنِ هوای مه آلودُشیروانی های شاد !باران یعنی قرار های خیس !باران یعنی تو بر می گردی ،شعر بر می گردد ...تنها چیزی ک تو این چند سال عوض نشد حس من ب بارون بود ...و عجب از این دل صبورم...! Adblock test (Why?)
یه عصرِ زمستونیه دلگیر... - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 21:26
من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشتدر تهاجم با زمانآتش زدم کشتممن بهار عشق را دیدم ولی باور نکردمیک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتممن ز مقصدها پی مقصودهای پوچ افتادمتا تمام خوب ها رفتن و خوبی ماند در یادممن به عشق منتظر ماندن همه صبر و قرارم رفتبهارم رفتعشقم مردیارم رفت...